
اومدیم به سمت مشرق.راستی راستی انگار خورشید همینجاست و از اینجا طلوع میکنه.اگه خستگی راه رو فاکتور بگیریم تا حالا همه چی خوب بوده.من و میم صبح زود صبحانه مفصلی خوردیم و کلی حرف زدیم و دخملا همچنان خوابن.بیدار شن حاضر میشیم که بریم بیرون و حرم .هوا هم خیلی سرده.اینجا به یاد همه ی دوستای مجازی هستم اگه قابل باشم...
ما را در سایت یادداشت هجدهم دنبال میکنید
برچسب: یادداشت, نویسنده: بازدید: 14